محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد.سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم اِلـهي عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ، وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاَْرْضُ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ، واَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَاِلَيکَ الْمُشْتَکي، وَعَلَيکَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ والرَّخاءِ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، اُولِي الاَْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَينا طاعَتَهُمْ، وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، يا مُحَمَّدُ يا عَلِي يا عَلِي يا مُحَمَّدُ اِکْفِياني فَاِنَّکُما کافِيانِ، وَانْصُراني فَاِنَّکُما ناصِرانِ، يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکْني اَدْرِکْني اَدْرِکْني، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرينَ

مباحث توحیدی - خطبه همام و اوصاف پرهیزگاران

مباحث توحیدی

عرفان عملی ـ دستورالعملهای عرفانی ـ سیر و سلوک ـ اخلاق ـ حکمت و عرفان اسلامی

خطبه همام و اوصاف پرهیزگاران

 یکی از یاران پرهیزکار امام علی (ع) به نام همام گفت: ای امیرمومنان پرهیزکاران را برای من آن چنان توصیف کن گویا آنان را با چشم می‏نگرم. امام (ع) در پاسخ او درنگی کرد و فرمود:  

ای همام! از خدا بترس و نیکوکار باش که خداوند با پرهیزکاران و نیکوکاران است.

اما همام دست بردار نبود و اصرار ورزید، تا آنکه امام (ع) تصمیم گرفت صفات پرهیزکاران را بیان فرماید. پس خدا را سپاس و ثنا گفت، و بر پیامبرش درود فرستاد، و فرمود: 

(سیمای پرهیزکاران)

  پس از ستایش پروردگار! همانا خداوند سبحان پدیده‏ها را در حالی آفرید که از اطاعتشان بی‏نیاز، و از نافرمانی آنان در امان بود، زیرا نه معصیت گناهکاران به خدا زیانی می‏رسانند و نه اطاعت مومنان برای او سودی دارد، روزی بندگان را تقسیم، و هر کدام را در جایگاه خویش قرار داد،

اما پرهیزکاران! در دنیا دارای فضیلت‏های برترند، سخنانشان راست، پوشش آنان میانه‏روی، و راه رفتنشان با تواضع و فروتنی است، چشمان خود را بر آنچه خدا حرام کرده می‏پوشانند، و گوشهای خود را وقف دانش سودمند کرده‏اند، و در روزگار سختی و گشایش حالشان یکسان است، و اگر نبود مرگی که خدا بر آنان مقدر فرمود، روح آنان حتی به اندازه برهم زدن چشم، در بدنها قرار نمی‏گرفت، از شوق دیدار بهشت، و از ترس عذاب جهنم، خدا در جانشان بزرگ و دیگران کوچک مقدارند.

 بهشت برای آنان چنان است که گویی آن را دیده و در نعمتهای آن بسر می‏برند، و جهنم را چنان باور دارند که گویی آن را دیده و در عذابش گرفتارند دلهای پرهیزکاران اندوهگین، و مردم از آزارشان در امان، تنهایشان فربه نبوده، و درخواستهایشان اندک، و عفیف و پاکدامنند.

در روزگار کوتاه دنیا صبر کرده تا آسایش جاودانه قیامت را به دست آورند، تجارتی پرسود که پروردگارشان فراهم فرمود، دنیا می‏خواست آنها را بفریبد اما عزم دنیا نکردند، می‏خواست آنها را اسیر خود گرداند که با فدا کردن جان، خود را آزاد ساختند.

(شب پرهیزکاران)

 پرهیزکاران در شب بر پا ایستاده مشغول نمازند، قرآن را جزء جزء و با تفکر و اندیشه می‏خوانند، با قرآن جان خود را محزون و داروی درد خود را می‏یابند، وقتی به آیه‏ای برسند که تشویقی در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روی آورند، و با جان پرشوق در آن خیره شوند، و گمان می‏برند که نعمتهای بهشت در برابر دیدگانشان قرار داد و هرگاه به آیه‏ای می‏رسند که ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن می‏سپارند، و گویا صدای برهم خوردن شعله‏های آتش، در گوششان طنین‏افکن است، پس قامت به شکل رکوع خم کرده، پیشانی و دست و پا بر خاک مالیده، و از خدا آزادی خود از آتش جهنم را می‏طلبند.

(روز پرهیزکاران)

 پرهیزکاران در روز، دانشمندانی بردبار، و نیکوکارانی باتقوا هستند که ترس الهی آنان را چونان تیر تراشیده لاغر کرده است، کسی که به آنها می‏نگرد می‏پندارد که بیمارند اما آنان را بیماری نیست، و می‏گوید، مردم در اشتباهند! در صورتیکه آشفتگی ظاهرشان از امری بزرگ است.

 از اعمال اندک خود خشنود نیستند، و اعمال زیاد خود را بسیار نمی‏شمارند، نفس خود را متهم می‏کنند، و از کردار خود ترسناکند، هرگاه یکی از آنان را بستایند، از آنچه در تعریف او گفته شد در هراس افتاده می‏گوید: (من خود را از دیگران بهتر می‏شناسم و خدای من، مرا بهتر از من می‏شناسد، بار خدایا، مرا بر آنچه می‏گویند محاکمه نفرما، و بهتر از آن قرارم ده که می‏گویند، و گناهانی که نمی‏دانند بیامرز.)

(نشانه‏های پرهیزکاران)

 و از نشانه‏های یکی از پرهیزکاران این است که او را اینگونه می‏بینی، در دینداری نیرومند، نرمخو و دوراندیش، دارای ایمانی پر از یقین، حریص در کسب دانش، و با داشتن علم بردبار، و در توانگری میانه‏رو، در عبادت فروتن، و آراسته در تهیدستی، در سختی‏ها بردبار، در جستجوی کسب حلال، در راه هدایت شادمان، پرهیزکننده از طمع‏ورزی، می‏باشد، اعمال نیکو انجام می‏دهد و ترسان است، روز را به شب می‏رساند با سپاسگزاری، و شب را به روز می‏آورد با یاد خدا، شب می‏خوابد اما ترسان، و برمی‏خیزد شادمان، ترس برای اینکه دچار غفلت نشود، و شادمانی برای فضل و رحمتی که به او رسیده است.

 اگر نفس او در آنچه دشوار است فرمان نبرد، از آنچه دوست دارد محرومش می‏کند، روشنی چشم پرهیزکار در چیزی قرار دارد که جاودانه است، و آنچه را ترک می‏کند که پایدار نیست، بردباری را با علم، و سخن را با عمل، درمی‏آمیزد پرهیزگار را می‏بینی که: آرزویش نزدیک، لغزشهایش اندک، قلبش فروتن، نفسش قانع، خوراکش کم، کارش آسان، دینش حفظ شده، شهوتش مرده، خشمش فرو خورده است. مردم به خیرش امیدوار، و از آزارش در امانند، اگر در بیخبران باشد نامش در گروه یادآو ران خدا ثبت می‏گردد، و اگر در یادآوران باشد نامش در گروه بیخبران نوشته نمی‏شود، ستمکار خود را عفو می‏کند، به آنکه محرومش ساخته می‏بخشد، آن کس که با او بریده می‏پیوندد، از سخن زشت دور، و گفتارش نرم، بدیهای او پنهان و کار نیکش آشکار است. نیکی‏های او به همه رسیده، و آزار او به کسی نمی‏رسد.

در سختی‏ها آرام، و در ناگواریها بردبار و در خوشیها سپاسگزار است، به آنکه دشمن دارد ستم نکند، و نسبت به آنکه دوست دارد به گناه آلوده نشود، پیش از آن که بر ضد او گواهی دهند به حق اعتراف می‏کند، و آنچه را به او سپرده‏اند ضایع نمی‏سازد، و آنچه را به او تذکر دادند فراموش نمی‏کند.

مردم را با لقبهای زشت نمی‏خواند، همسایگان را آزار نمی‏رساند، در مصیبتهای دیگران شاد نمی‏شود، و در کار ناروا دخالت نمی‏کند، و از محدوده حق خارج نمی‏شود، اگر خاموش است سکوت او اندوهگینش نمی‏کند، و اگر بخندد آواز خنده او بلند نمی‏شود، و اگر به او ستمی روا دارند صبر می‏کند تا خدا انتقام او را بگیرد.

نفس او از دستش در زحمت، ولی مردم در آسایشند، برای قیامت خود را به زحمت می‏افکند، ولی مردم را به رفاه و آسایش می‏رساند، دوری او از برخی مردم، از روی زهد و پارسایی، و نزدیک شدنش با بعضی دیگر از روی مهربانی و نرمی است، دوری او از تکبر و خودپسندی، و نزدیکی او از روی حیله و نیرنگ نیست،

(سخن امام که به اینجا رسید، ناگهان همام ناله‏ای زد و جان داد.)

 امام (ع) فرمود: سوگند بخدا من از این پیش‏آمد بر همام می‏ترسیدم، سپس گفت: آیا پندهای رسا با آنان که پذیرنده آنند چنین می‏کند؟ شخصی رسید و گفت: چرا با تو چنین نکرد؟ امام (ع) پاسخ داد: وای بر تو، هر اجلی وقت معینی دارد که از آن پیش نیافتد و سبب مشخصی دارد که از آن تجاوز نکند، آرام باش و دیگر چنین سخنانی مگو، که شیطان آن را بر زبانت رانده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 12:16  توسط محمد رمضانی  |